کلهای که طاس باشد شال می خواهد چکار؟حافظ بیتی نباشد فال میخواهد چکار؟
آدمی که لذتی در کل عمر خود نبردبی نصیب از زندگی خب مال میخواهد چکارآنکه هرسالش به هرسالش مشابه بوده استهفت سین و عیدی امسال میخواهد چکار؟ما نمک پرورده نفس هوس باز خودیمآدم شیطان صفت اغفال میخواهد چکار؟دستمالی که دهد معشوق آداب وفاستبی وفا با عشق پس دستمال میخواهد چکار؟خانهای آباد باشد که پر از مهمانی استکوچهی خالی دگر بقال میخواهد چکار؟کافری که کل عمرش از خدا نالیده استبعد فوتش اشهد و غسال میخواهد چکار؟دست ندارد ت
برچسب:
نویسنده: کیارش نصیری
در این دنیای وانفسا کسی من را نمیفهمددل نشکسته معنای شکستن را نمیفهمد
میان ماندن و رفتن نماندن انتخابت بودامان از این دل ساده که رفتن را نمیفهمدعجب که عشق مثل پاره خطهای موازی بودبریدن را نفهمید و رسیدن را نمیفهمدبرای من وطن بودی نمی فهمی چه می گویمببین غربت نرفته خاک میهن را نمیفهمد!شبیه قوطی کبریت خیس مانده در بارانکه بی مصرف شدن روشن نبودن را نمی.فهمدنمی داند سزای چوبِ کبریت است یا قوطینه باران لذت آتش کشیدن را نمیفهمددقیقا مثل یک قاضی که شکی در دلش ماندهمقصر را دلیل عمدِ کشتن را نمی
برچسب:
نویسنده: کیارش نصیری